ولنتاین مبارک

عزیزم ! عشقم! عمرم! ولنتاینت مبارک

سفر عشق و شروع کن دلت و بزن به دريا

بيا با يک دل مجنون بشيم آواره  صحرا

امشب و با دلي خسته بيا اشک غم بباريم

دلا رو تو دست بگيريم توي کربلا بزاريم

باز طوفانی شده دریای دل

موج سر بر ساحل غم میزند

باز هم خورشید رنگ خون گرفت

بر زمین نقشی ز ماتم میزند

می نویسم شرح این غم نامه را

داستان مشک و اشک و تیر را

می نویسم از سری کز عشق دوست

کرد حیران تیغه شمشیر را

گوئیا با آن همه بیگانگی

آب هم با تشنگان بیگانه بود

در میان آن همه نامردمی

اشک آب و دیده ها پیمانه بود

تیغ ناپاکان برآمد از نیام

خون پاکی دشت را سیراب کرد

خون خورشید است بر روی زمین

کآسمان تشنه را سیراب کرد

می شود خورشید را انکار کرد؟

زیر سم اسبها در خاک کرد؟

می شود آیا که نقش عشق را

از درون سینه هامان پاک کرد؟

گر نشان عشق را گم کرده ایم

در میان آتش آن خیمه هاست

گر به دنبال حقیقت میرویم

حق همینجا حق به روی نیزه هاست

گریه ها بر حال خود باید کنیم

او که خندان رفت چون آزاد شد

ما سکوت مرگباری کرده ایم

....او برای قرنها فریاد شد

بازهم در ماتم روی حسین

باز هم در سوگ آن آلاله ایم

یادتان باشد حیات عشق را

وامدار خون سرخ لاله ایم

ای خدا حالم چرا اینگونه است

حال من امشب چرا وارونه است

این دلم امشب کبابم میکند

مثل شمعی اب ابم میکند

هیچ تفسیری بر این احساس نیست

جز حسین و اکبر و عباس نیست

امشــب ای یاران، مــــرا مهمان كنید

چاره ای بـرسینــــه ســـــــــوزان كـنید

مســـتِ مســــتِ بـاده نـابم كـــــــنید

از دعـــــــــــــــا سیرابِ سیرابم كـــنید

التماس دعا

وگاه در رگ يك حرف خيمه بايد زد

 

 
هيچ وقت به دنبال محبت نگرد بلکه خودت محبت را بيافرين!!

وقتي كه عاشق شده ايد نگوييد: "خدا در قلب من جاي دارد." بگوييد: "من در قلب خدا جاي دارم."

بهترين مترجم کسي است که سکوت ديگران را ترجمه کند

هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرف کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته

در دوستی مانند دیوار باش و پشت کسی را خالی نکن

بهترين انتقام فراموشي و بخشش است .

چنان باش که به همه بتواني بگوئي چون من باش !

آه

دوستي ازدواج روح است درآن طلاق وجدايي جايز نيست.

  ا دستات یه پروانه میگیری ، میخوای ببینی زنده است یا نه انگشتاتو باز میکنی ، فرار میکنه ، محکم میگیریش میمیره. دوست داشتنم یه چیزیه مثل همین

زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پائيز ، بهاري ست که عاشق شده است

نمي دانم اين چندمين بار است كه دست تو را گم مي كنم . شايد شايسته دست مهربان تو نيستم ... اما مرا كودكي تصور كن ... يا شاخه گلي تنها در سياره ات ... كنايه هاي من از سر خشم نبود ... تو عازمي و من تو را دوست مي‌داشتم ... حال كه مي خواهي بروي برو ... مي‌دانم كه روزي دوباره دست تو را خواهم يافت .. هيچ دور نيست آن زمان ... گاه و بيگاه چتر مرا باز كن و ببين كه صورتم زير سيلي آفتاب داغ مي‌شود .... مي دانم كه لحظه وداع نزديك است .... بايست .... ! من خواهم گريست ... تو به جان من بدي روا نداشت

پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست ..... هر وقت با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر يک پازل دل جديد براش ساختي هنر کردي

هیچ وقت شعار نمی دهم که: به زور لبخند بزن. بعضی وقتها باید تا نهایت آرامش گریست آنگاه تبسمت زیباتر از رنگین کمان پس از باران خواهد شد.

اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟ من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم . من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني . ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم . تو هم از غصه دور خودت پيله بستي . ... حالا دومين باره که عاشقت شدم ولي حالا من يه کرم سيبم و تو يه پروانه خوشگل، تو پر زدي و رفتي ، من موندم و سيبايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده . از هر چي سيبه منتنفرم

بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردهاي قوي ......بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسکا

اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

ازكسي كه دوستش داري ساده نگزر چون شايد ديگه مثل اون كسي ديگه رو دوست نداشته باشي و از كسي كه دوستت داره هم ساده نگزر چون شايد ديگه كسي نباشه كه به اندازه ي اون دوستت داشته باشه

گرچه سكوت بلندترين فرياد عالم است ولي گوشم ديگر طاقت فريادهاي تو را ندارد كمي با من حرف بزن

اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست

چه صادقانه پذيرفتم... چه فريبنده آغوشت برايم باز شد... چه ابلهانه با تو خوش بودم.. چه كودكانه همه چيزم شدي... چه زود نيازمندت شدم... چه حقيرانه تركم كردي... چه ناجوانمردانه واژه غريب خداحافظي به ميان آمد...چه بي رحمانه من سوختم ... ولي هنوزم دوستت دارم

خيلي ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو مي ترسونه ولي من دوسش دارم چون تنهايي رو درک مي کنه

روزي زيبايي و زشتي در ساحل دريايي به هم رسيدند و به هم گفتند: بيا در دريا شنا كنيم برهنه شدند ودرآب شنا كردند وزماني گذشت و زشتي به ساحل برگشت و لباسهاي زيبايي را پوشيد و رفت ، زيبايي نيز از دريا بيرون آمد و تن پوشش را نيافت .از برهنگي خويش شرم كرد و به ناچار لباس زشتي را پوشيد و به راه خود رفت. تا اين زمان نيز مردان و زنان اين دورا با هم اشتباه مي گيرند اما اندك افرادي هستند كه چهره ي زيبايي را مي بينند و فارغ از جامه هايي كه برتن دارد او را مي شناسد و برخي نيز چهره ي زشتي را مي شناسند و لباس هايش او را از چشم هاي اينان پنهان نمي دارد

هرگز فراموش نمي کنم سخناني را که از چشمان تو شنيدم مي گويند چشمها هرگز دروغ نمي گويند اما من شيرين ترين دروغ ها را از چشمان تو شنيدم آن هنگام که مي گفتي دوستت دارم

مي دونستي چقدر دلم از اين روزهاي سرد بي تو بودن گرفته کاش مي دانستي چقدر دلم براي ضرب آهنگ قدمهايت ، گرمي نفسهايت، مهرباني صدايت تنگ شده کاش مي دانستي چقدر دلواپس تو‌ام کاش مي دانستي چقدر تنهام ، چقدر خسته ام و چقدر به حضور سبزت محتاجم و هميشه از خودم مي پرسم اين همه که من به تو فکر کنم تو هم به من فکر مي کني؟

نيمه جاني دارم وآن را فدا يت ميكنم- اشكهاي ديدگانم را فدا يت ميكنم- خوب رويان گر چه مشهورند در دلدادگي- من ولي از جمله خوبان جدايت ميكنم- تو چه شيريني و من در عطش عشقت شبي- بيستون سينه ام را خاك پايت ميكنم -چشمهاي من غرق اشك هجران تو شد- با تمام خستگي ها يم صدايت ميكنم- نازنينا زندگي را بهر چشمت باختم - باز هم هرلحظه وهردم صدايت ميكنم

هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشم مهربوني خواب يك توطئه ميديد

یک روز رسد غمی به اندازه کوه/یک روز رسد نشاط اندازه دشت افسانه زندگی چنینم آموخت/در سایه کوه باید از دشت گذشت

مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا آب شور دريا شيرين شود

کاشکي مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم کاشکي که کيبوردت بودم هميشه زير انگشتات بودم کاشکي هدفونت بودم هميشه روو گوشت بودم کاشکي که موست بودم هميشه تو مشتت بودم کاشکي پسووردت بودم هميشه تو فکرت بودم

وقتي که بهم گفتي تا آخره دنيا با هم مي مو نيم اون موقع بود فهميدم که چرا مي گن دنيا دو روزه

شنبه را گذشتي يكشنبه را نيز بگذر..و دوشنبه را اما به پنج شنبه كه رسيدي..درخت روبروي خانه ات را سلام بده...چقدر دلم براي ان حوالي بي چتر تنگ شده است ان حوالي باران و ستاره و الماس..تنهايي و غربت راستي پنج شنبه است..درخت اقاقي سلام..سلام..سلام..و من پنج شنبه مي ميرم

حدود ثانيه و ساعت..و حوالي خيابان دعا بود..كسي پر هول در زد.مي شد از اواسط فصل فهميد..چه خبري در اينه منتشر مي شود..امروز چهار جنازه ديگر را اوردند

وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه

زندگي مال تو مرگ مال من.راحتي مال تو تمام سختي ها مال من .شادي مال تو غم مال من. همه چيز مال تو ولي تو مال من

وقتي چشمام پر اشكه وقتي قلبم بي قراره وقتي پابه پاي ابرا چشم من بارون مي باره وقتي مثل يه پرنده ميرم و گوشه مي گيرم وقتي با نبودن تو توي هر لحظه مي ميرم با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم بي قرارم

زندگي كوتاهتر از آن است كه به خصومت بگذرد و قلب ها گرامي تر از آنند كه بشكنند آنچه از روزگار به دست مي آيد با خنده نمي ماند و آنچه از دست برود با گريه جبران نمي شود فردا خورشيد طلوع خواهد كرد حتي اگر ما نباشيم

دنبال نگاهها نروچون مي تونن گولت بزنن . دنبال دارايي نروچون کمک مي کنن افول کني . دنبال کسي باش که باعث بشه لبخند بزني چون فقط بايک لبخندمي شه يه روزتيره روروشن کرد . کسي روپيداکن که توروشاد کنه

وفا دار تو بودم تا نفس بود دریغا همنشینت خار و خس بود دلم را باز گردان باز گردان همی جان سوختن بس بود درون سینه اهی سرد دارم رخی پژمرده ؛رنگی زرد دارم ندانم عاشقم مستم چه هستم همی دانم دلی پر درد دارم

من بهار را به خاطر شکوفه هایش زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم من دنیا را به خاطر خدایش خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم... ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکی دوست دارم

شد ز غمت خانه سودا دلم ، در طلبت رفت به هر جا دلم... در طلب زهره رخ ماهرو ، می نگرد جانب بالا دلم... آه که امروز دلم را چه شد؟ ، دوش چه گفته است کسی با دلم؟.... از دل تو در دل من نکته هاست ، ره چه ره است از دل تو تا دلم.... در طلب گوهر گویای عشق ، موج زند موج چو دریا دلم

من پری کوچک غمگینی را می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد و دلش را در نی لبک چوبی می نوازد آرام آرام پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد

هرگز متنفر نشو حتي از اون کسي که دوستش داشتي ولي حالا نداري 2) بسيار بخند حتي براي کسي که در بغلش گريه کردي 3) هميشه لبخند بزن حتي به کسي که ازش متنفري 4) نگران نباش حتي اگر ديدي دست رفيقت تو دست ديگريه ?) از ديگران کم انتظار داشته باش 6) ساده زندگي کن ?) دوست خوبي داشته باش چون تنها دوسته که برات ميمونه

عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه

عشق ناتمام مي گويد : من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم . عشق تمام مي گويد : من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم

غم نخور! هم روزگارم! من هواي تو رو دارم! واسه چارديوارقلبت? صدتاپنجره ميارم! غم نخور! زيباي خفته! نا اميدي حرف مفته! رنگ عوض مي کنه اين شب? با غزل هاي نگفته! نگوخيلي وقته اينجا? کسي فردا رو نديده! توي پولک لباست? صدتا فانوسه اميده! چرخ تو وقتي مي رقصي! ميشکنه چرخ فلک رو! تازه ميکنه دوباره? خبراي قاصدک رو

نكات مهم زندگي و عشق از گابريل گارسيا ماركز يك : دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام بودن با تو پيدا مي كنم . دو : هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود سه : اگر كسي تو را آن گونه كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد . چهار : دوست واقعي كسي است كه دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند

کاش رسم دوستي را ساده تر ... مهربانتر ... آسماني تر کنيم. کاش در نقاشي ديدارمان ، شوق را ارغواني تر کنيم . ما همه روزي از اينجا مي رويم ، کاش اين پرواز را باور کني

ميلاد مني با تو کنم عمري دوباره پاييز دلم با نفست صبح بهاره

شاگردي از استادش پرسيد عشق چيست؟ استاد درجواب گفت : به گندم زاربرو و پرخوشه ترين شاخه را بياور اما درهنگام عبور از گندم زار به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني .شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت استاد پرسيد: چه آوردي و شاگرد با حسرت جواب داد هيچ ! هر چه جلوتر مي رفتم خوشه هاي پر پشت تر مي ديدم و به اميد پرپشت ترين تا انتهاي گندم زار رفتم استاد گفت: عشق يعني همين

ادم هاي سر به زير هرگز توي چاله نمي افتند اما هيچ وقت هم اسمان ابي را نمي بينند

مثل شقايق زندگى كن:كوتاه اما زيبا،مثل پرستو كوچ كن:فصلى اما هدفمند،مثل پروانه بمير:دردناك اما...عاشق

كنار اشنايي تو اشيانه ميكنم فضاي اشيانه را پر از تزانه ميكنم كسي سوال ميكند به خاطر چه زنده اي؟ ومن براي زندگي ترا بهانه ميكنم

هميشه يادت باشه تو واسه دنيا يه نفري ولي ميتوني واسه يه نفر يه دنيا باشي

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي

يک دوست واقعي کسي هست که دستان تو رو ميگيردو احساسات قلبي تو رو درک مي کند.. حتي زماني که ناراحت هستي..اخم نکن ولبخند بزن ..زيرا ممکنه کسي عاشق لبخند تو بشه. شايد خدا مي خواد که تو آدم هاي مختلفي رو قبل از ديدن اون شخصي که واقعا مال توست ملاقات کني تا بالاخره وقتي اونو ديدي شکر گزار باشي هميشه اشخاصي وجود دارند که تورو ناراحت کنند ولي تو نبايد اميد و اطمينانت روبه همه از دست بدي...فقط براي دفعه ديگه حواست رو جمع كن

روزها ميگذرند عشق هاميميرند رنگها رنگ دگر ميگيرند و فقط خاطره هاست كه چه تلخ و شيرين دست ناخورده به جاي مي مانند زندگي شوق تمناي همين خاطره هاست

زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز

.پارسایی فقط یکی از چهره های وحشت است.اگر انسان این را بفهمد،پی میبرد که زندگی چیزی فراتر از یک شوخی خدا نیست. «پائولو کوئلیو»

ابر بارنده به دريا مي گفت من نبارم تو کجا دريايي , در دلش خنده کنان دريا گفت ابر بارنده تو خود از مائي

آدمها شوخي شوخي به گنجشك ها سنگ مي زنند ، ولي گنجشكها جدي جدي مي ميرند. آدمها شوخی شوخی زخم زبون می زنند ، ولی دلها جدی جدی می شکنند ، آدمها شوخی شوخی لبخند می زنند ، ولی دلها جدی جدی عاشق می شن

سخنانيكه با مكث آغاز مي شود رازي در آن نهفته است و سخنانيكه با اشك به پايان ميرسد واقعيتي آشكار است

به شيشه گفتم 'دوستت دارم' شکست، به گل گفتم 'دوستت دارم' پژمرد. به دريا گفتم 'دوستت دارم' خشکيد. حالا به تو ميگم 'دوستت دارم'، هواي خودت رو داشته باش

موج اگر مي دانست ساحل هيچگاه دستش را نمي گيرد هرگز نفس نقس نمي زد براي رسيدن به ساحل

روي فرش دل من جوهري از عشق توريخت آمدم پاك كنم عشق تو را بدترشد.

ما نمي تونيم به دلمون ياد بديم كه نشكنه ولي ميتونيم ياد بديم كه اگه شكست لبهاي تيزش دستهاي اوني رو كه شكستش نبره

لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند

زندگي شهد گليست زنبور زمان مي خوردش اونچه مي مونه عسله خاطره هاست بيانديش بهترين چيست؟

اگه تو کوچه پس کوچ هاي دلم گم شدي.دنباله کسي نگرد که آدرس بهت بده چون غير از تو کسي اونجا نيست

دوستـــی،مثـــل ایســتادن روی سیمــان خیسه،هر چی بیــشتــر بمونی رفتنـــت سخـــت تر می شه، و اگـــر رفتی جای پات برای همــیشه به جا می مونه

هرگز به كسي نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري.. هرگز به كسي محبت نكن وقتي قصد شكستن قلبش را داري.. هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري

پيش چشم کساني که پرواز را نميفهمند،هر چه بيشتر اوج بگيري کوچکتر خواهي شد

گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود

ولتر:شما ممکن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال کنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد

بارون مي اومد ايستاده بود جلوم دستاشو گره کرده بود و روبروش نگه داشته بود گفت تو کدوم دستمه خنديدم گفتم :گل يا پوچه گفت : نه و تکرار کرد که تو کدوم دستمه گفتم : چي ؟گفت : خوشبختي تو کدوم دستمه گفتم : مگه مي شه خوشبختي رو تو مشتهاي گره کرده نگه داشت گفت : اره شروع کرد انگشتاشو از هم باز کردن و....... دستاشو که باز کرد توي دستاش چيزي نبود ولي از چشماش بارون مي اومد

صداي خنده مستانه اش آمد، اما پنجره ام ديگر گشوده نخواهد شد چرا که ديگر از اين پنجره ها که انتظارم را به تمسخر مي گيرند بي زارم خوش باش که من عمري ست به شنيدن خنده ي سرخوش و مستانه ات، به نگاهي دزدانه از پس پنجره دلخوشم

عشق يعني لذت يك آرزو عشق يعني يك بلاي ماندگار عشق يعني هديه اي از آسمان عشق يعني يك صفاي سازگار عشق يعني با وجود زندگي دور از آداب مردم زيستن عشق يعني لحظه اي خنديدن و سال ها اشك ندامت ريختن عشق يعني زنگ تكرار نگاه عشق يعني لحظه اي زيبا شدن عشق يعني قطره بودن سوختن عشق يعني راهي دريا شدن

يادت باشه اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري

هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن

گاهگاهي روي تک تک واژه هاي شعرم قدم مي زني بي آنکه صداي پايت را بشنوم. شايد نگران خلوت تنهايي ام هستي... نيستي؟ همه سطرها بوي ترا گرفته اند. انگار از کوچه اقاقي گذرکرده اي... چه زود دلتنگت شده ام

غروب شد....خورشيد رفت ....گل آفتابگردان دنبال خورشيد مي گشت ... ناگهان ستاره اي چشمک زد .. افتابگردان سرش را پائين انداخت..آري گلها هرگز خيانت نميكنند

فرشته‌ها وجود دارن، اما بعضي وقت‌ها چون بال ندارن، ما بهشون مي‌گيم دوست . خوبي دوست من

خواب ناز بودم شبي...... ديدم کسي در مي زند...... در را گشودم روي او.... ديدم غم است در مي زند.... اي دوستان بي وفا...... از غم بياموزيد وفا...... غم با آن همه بيگانگي...... هر شب به من سر مي زند

تورا به جرم نگاه زيبايت در زندان قلبم محکوم به حبس ابد مي کنم مگر اينکه در دادگاه عشق در حضور عاشقان اعتراف کني که دوستم داري

گفته بودم چو تو ايي غم دل با تو بگويم ، چه بگويم که غم از دل برود چون تو بيايي... گر بيايي دهمت جان ور نيايي کشدم غم ، من که بايست بميرم چه بيايي چه نيايي

محبت از درخت آموز که حتی سایه از هیزم شکن هم بر نمی دارد

يک نصيحت: مواظب خودت باش! يک خواهش: اصلاً عوض نشو! يک آرزو: فراموشم نکن! يک دروغ: تورو دوست ندارم!!، يک حقيقت: دلم برات تنگ شده

اگر مي داني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند و صداي قلبت آبرويت را به تاراج مي برد ، مهم نيست كه او مال تو باشد. مهم اين است كه فقط باشد ؛ زندگي كند و از زندگي لذت ببرد

چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشکني و آن وقت آرام زير لبت بگويي: گل من باغچه ي نو مبارک

کاش مي شد برتمام مردمان پيشوند نام انسان را گذاشت کاش ميشد که دلي را شاد کرد بر لب خشکيده اي يک غنچه کاشت

هيچ وقت مغرور نشو .......برگ ها هميشه وفتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن

هميشه وقتي كه گريه مي كني اوني كه آرومت ميكنه دوست داره ولي اوني كه باهات گريه ميكنه عاشقته

با همه لبخند بزن-با يكي بخند-تو قلب همه باش-قلبت مال يكي باشه-همه را دوست داشته باش-----ولي عاشق يه نفر باش

درزندگي ـدر نهان ـ به آنهايي دل ميبنديم که نمي خواهندمان و از وجود آنهايي که مي خواهندمان بي خبريم و شايد اين تنها دليل تنهايي مان باشد

وقتي خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني . اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره . اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو ميميره و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره

عشق يعني کوچک کردن دنيا به اندازه يک نفر و بزرگ کردن يک نفر به اندازه دنيا

کاغذتيم .. احساستو روم بنويس. عصبانيتتو روم خط خطي کن. اشکاتو باهام پاک کن. حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم شي . فقط دورم ننداز !!

كهنه فروش داد ميزنه : چراغ شکسته ميخريم .... کفشاي پاره ميخريم ... اسباب کهنه ميخريم ... بي اختيار دادميزنم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري ؟؟؟

الماس کربني است که تحت فشار به اين زيبايي و گران قيمتي در آمده... فشار زندگي را تحمل کن تا ارزشمند شوي

آنکه می گوید دوستت دارم دل اندهگین شبی ست که مهتابش را می جوید ای کاش عشق را زبان سخن بود هزار آفتاب خندان در خرام توست هزار ستاره ی گریان در تمنای من

یادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم؟

زندگي شايد همين باشد يک فريب ساده و کوچک ان هم از دست عزيزي که تو دنيا را جز براي او و با او نمي خواهي

وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره،وقتي نا اميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي ساکت شدي به ياد بيار کسي رو که به شنيدن صداي تومحتاجه

نزن دوباره تو شباي بي خيال من بازي عشق تو گرفت تمام شور و حال من پشت نقاب روزگار خاطره مونده تو غبار از من و تو كه ما شديم چيزي نمونده يادگار شكر خدا كه زندگي خالي شد از حضور تو بيشتر از اين دلم نشد بازيچه غرور تو بهانه ها ترانه ها تمام عاشقانه ها تمام من تمام تو تمامي شبانه ها مثل يه برگ كهنه شد تو دفتر گذشتمون خطاي خيس دفترو جز من و تو كسي نخوند

داشتيم تو جاده ميرفتيم که چشمم افتاد به يه تابلو که روش نوشته بود : دوســت داشـــتن دل ميـــخواد نه دليـــل

کاش در دنيا ۳ چیز نبود : ۱-عشق ۲-غرور ۳-دروغ آن وقت انسان مجبور نبود به خاطر عشق از روي غرور , دروغ بگويد

وقت رفتن چشمهايت را تماشا مي کنم. غصه هارا مي کشم در خويش و حاشا مي کنم. آسمان ارزاني چشمان مستت عشق من. آسمان را زير پاهايت تماشا مي کنم. ميروي در لا به لاي ابرها گم ميشوي. رفتنت در عمق دريا را تماشا مي کنم. آسمان بغضش شکست از خلوت سنگين من. زير باران خاطراتت را تماشا مي کنم

كسي در باد مي خواند تو را تا اوج مي خواهم براي ناز چشمانت چه بي صبرانه مي مانم د لم تنگ است و بي يادت در اين غربت نمي مانم تو هستي در وجود من تو را هرگز نمي رانم

ΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩ\Ω/ΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩΩ Inha hame toro dost daran manam onja hastam ,bebin dastamo barat boland kardam

رنگين کمان را کساني مي بينند ...که تا آخرين قطره زير باران بمانند... مهم نيست درياچه اي وسيع باشي... يا برکه اي کوچک... اگر زلال باشي... آسمان در تو پيداست

شب آخره که مزاحمت شدم......خورشيد فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم......بدرقه لازم ندارم ميرم عزيز ترين نذار بمونه زير پا....قلبم و بردار از زمين.....دوست دارم براي تو يه حرف خيلي ساده بود......غافل از اينکه دل من منتظر اشاره بود

چقدر خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره

خواستم اسمت روگل بزارم اما ترسيدم پژمرده بشي ، خواستم اسمت رو خورشيد بزارم اما ترسيدم غروب كني، واسه همين اسمت رو جونم گذاشتم تا اگه رفتي منو همرات برده باشي

به تو يک صليب هديه کردم. گفتي:براي چيست؟؟؟؟؟من که دوستت ندارم. گفتم: مگر آن نيست که صليب را به روي گور مي آويزند . گفتي:آري.... گفتم: پس آنرا بالاي قلبت بياويز که گورستان من است

سنگ کافيست براي شکستن يه شيشه! يه جمله کافيست براي شکستن يه قلب! يه ثانيه کافيست براي عاشق شدن! يه دوست مثل تو کافيست براي تمام زندگي

شکوه لحظه های من فقط به تو رسیدنه... تموم ترس و وحشتم تنهاتورو ندیدنه... همش میپرسم ازخودم کاش منو تنها نمیزاشت یا لااقل بهم میگفت منو یه گوشه نمیکاشت... اون میدونست که عاشقی فقط دوای دردمه گواه عشق پاک من ترانه های درهمه... رفت و منو تنها گداشت با کوله بارخستگی

برهنگي بيماري عصرماست، تن تو بايد مال كسي باشد كه روحش را برايت عريان سازد

مصیبت شش ماهه

مصيبت شش ماهه

اي فداي غنچه لبهايت علي
انبيا محوِ تماشايت علي
بهتر از تو عاشقي مردانه نيست
خنده‌ات لبيّك بهر اِرجعي است
يا علي اصغر فداي خنده‌ات
من شدم بابا دگر شرمنده‌ات
اصغرم شيرين زباني مي‌كني
با تَلَظّي جان ستايي مي‌كني

وقتي ماهي از آب جدا مي‌شود، شروع مي‌كند به بالا و پايين پريدن، بعد از لحظاتي خودش را آرام حركت مي‌دهد.
لحظات بعد فقط لب‌هايش تكان مي‌خورد. در زبان عرب به اين عمل مي‌گويند. «تلظّي»

محسن كرببلايي اصغرم
هديه‌ي ما بر خدايي اصغرم
مادرت چشمش به راه است اي علي
منتظر در خيمه‌گاه است اي علي
خود ببين گهواره از غم سوخته
خواهرت چشمش به دستم دوخته
اي علي اصغرم اي نور عين
من حسينم من حسينم من حسين
من نمي‌گويم علي مجروح شد
كودك شش‌ماهه‌ام مذبوح شد

از امشب (فردا) راههاي كربلا را بستند.
از ابن زياد ـ لعنه الله عليه ـ نامه و دستور آمد كه ديگر بالاترين تحريم‌ها را براي كاروان حسيني ايجاد كنيد. از اين رو تمام راههايي كه به سوي آب منتهي مي‌شد بستند.
خداوند رحمت كند مرحوم شيخ نجفي را كه مي‌گفت: از روز هفتم تا عاشورا سه نفر آب نخوردند، يكي زينب (ع) بود، يكي، عباس (ع) و يكي، هم خود ابي‌عبدالله (ع).

امام صادق (ع) فرمود:
«أَفْضَلُ الْاَعْمالِ اِبْرادُ اكْلَبِدِ الْحريّ»
بالاترين اعمال خنك كردن جگر تشنه است.

 

 

حضرت‌ علي‌ اصغر‌‌‌ عليه السلام

آئينه‌ام‌ جمال‌ تو را آرزو كنم‌
 آلاله‌ام‌ بهشت‌ ولا آرزو كنم‌

ماهم‌ اسير پنجة‌ ظلمت‌ نمي‌شوم‌
 خضر رهم‌ كه‌ آب‌ بقا آرزو كنم‌

آغوش‌ گرم‌ تو كه‌ خداي‌ محبتي
‌ يعني‌ مقام‌ انس‌ تو را آرزو كنم‌

اشكم‌ براي‌ آب‌ نباشد كه‌ از خدا
ياري‌ سيدالشهداء آرزو كنم‌

ششماهه‌ام‌ حريص‌ شهادت‌ شده‌ دلم‌
تير سه‌ شعبه‌ را به‌ خدا آرزو كنم‌

اين‌ كوفيان‌ شرور و بد انديش‌ و ناكس‌اند
 از حق‌ سلامت‌ اسرا آرزو كنم‌

سر بر فراز نيزه‌ اگر مي‌رود چه‌ غم‌؟
 سر را ز تن‌ به‌ نيزه‌ جدا آرزو كنم‌

بالاي‌ نيزه‌ بعثت‌ عشق‌ مرا ببين
‌ پيغمبرم‌ حريم‌ حرا آرزو كنم‌

گم‌ گشته‌ همچو محسن‌ زهرا مزار من
‌ شوريده‌ام‌ مقام‌ فنا آرزو كنم‌

 

 

حضرت‌ علي‌ اصغر عليه السلام (2)

‌ششماهه‌ بود و رنگ‌ جمالش‌ پريده‌ بود
از هوش‌ رفته‌ يا كه‌ به‌ ناز آرميده‌ بود

چشمان‌ خود گشود و ز گهواره‌ زد برون‌
 هل‌ من‌ معين‌ غربت‌ بابا شنيده‌ بود

او محسن‌ است‌ يا كه‌ از او در نيابت‌ است‌؟!
 خاكستري‌ كه‌ حاصل‌ عمر شهيده‌ بود

لب‌ تشنه‌ بود از عطش‌ غربت‌ پدر
 آمد ولي‌ به‌ جان‌ غم‌ بابا خريده‌ بود

يك‌ لحظه‌ هم‌ درنگ‌ نكرد خصم‌ خيره‌ سر
 انگار تا به‌ حال‌ سپيدي‌ نديده‌ بود

تير سه‌ شعبه‌اي‌ كه‌ زد از جنس‌ ميخ‌ در
 از گوش‌ تا به‌ گوش‌ علي‌ را دريده‌ بود

باور نداشتند، علي‌، دست‌ و پا زند
هجم‌ سه‌ شعبه‌ چون‌ نفسش‌ را بريده‌ بود

آيا شتاب‌ تير كمك‌ كرد يا حسين‌
خود تير را ز حنجره‌ بيرون‌ كشيده‌ بود‌

 

محرم

خيلي فكر كردم كه در مورد محرم چي بنويسم . اين همه مقدمه چيني كرديم كه محرم داره مياد . حالا هر كاري ميكنم اصلا نمياد ،‌ نميچرخه نميدونم چي بنويسم . هرچي فكر كردم كه بابا يه چيز بنويس محرمه محرم اومده ديدم نميشه .

حالا كه فكر ميكنم ميبينم درسته اصلا وقت نوشتن نيست .

فقط بايد دودستي بگيريم كه از دستمون نره .

اين روايت توكامل الزيارات ابن قولويه اومده كه شده گوشواره ي گوشم كه ميگه :

 ميت وقتي ميميره براش يه پنجره باز ميشه ، مثل اين شباي محرم و اونا حال ما رو، احوال ما رو ميبينن سينه زنا و گريه منا رو ميبينن بعد ميگه از حسرت و اندوه آهي ميكشه كه صداش تو عرش طنين انداز ميشه . هر چي اصرارميكنه كه اي خدا فقط يه بار من برم بين اينا بشينم ولي ندا ميرسه كه نه پرونده تو بسته شده كار براي تو تمومه.

ما هم يه روز ميميريم ؛چه بهتر كه قدر بدونيم خيلي سريع مي ره . فقط نكنه مفت از دستمون بپره .

حالا هر كي يه جور با آقاش حال ميكنه .

اين تو اينم محرم

يا علي مدد

 

كربلا

 

 

حاج منصور ارضي (ستاره مي خيزد اين ساقي عطشان است)    دانلود

حاج منصور ارضي(حسين باباي خوبم)                                     دانلود

حاج منصور ارضي (اي سلاله زهرا خوش آمدي بابا)                    دانلود

حاج حسن خلج(روضه)                                                         دانلود

حاج حسن خلج(روضه)                                                         دانلود

حاج حسن خلج(روضه)                                                         دانلود

مهدي اكبري(ياس را احساس معنا ميكند)                                دانلود

مهدي اكبري(اينجا كجاست داداش من)                                    دانلود

مهدي اكبري(علم اگر از دست علمدار زمين نميخورد)                  دانلود

مهدي اكبري(مي رسد با ناله و غم)                                         دانلود

مهدي اكبري(حسين واي)                                                       دانلود

ملاباسم(مهلا مهلا يابن الزهرا)                                                دانلود

روح الله بهمني(دلبر و دلداده و دلدار ابالفضل)                              دانلود

روح الله بهمني(عباس بي شك توبهتريني)                                 دانلود

روح الله بهمني(دلم اسير دام حسينه)                                       دانلود

روح الله بهمني(قافله غربت وغم رسيده باز به كربلا)                    دانلود

روح الله بهمني(منم عباس حسين ابالفضل)                              دانلود

روح الله بهمني(اي صاحب زيبا ضريح)                                        دانلود

حاج سعيد حداديان(الهي رضايت به هرچه توخواهي)                  دانلود

حاج سعيد حداديان(شب شيرين زندگي حسين)                        دانلود

حاج سعيد حداديان(حسين يا ابا عبدالله)                                   دانلود

محمود كريمي(حسين عزيز زهرا)                                             دانلود

محمود كريمي(اي شجاعت آورد)                                              دانلود

حاج محمود كريمي (با هر نفس پر ميزنم)                                  دانلود

مهدي سلحشور(زكربلات اومدم اين دل)                                     دانلود

مهدي سلحشور(منظر دلهاي ماست كرب و بلاي حسين)              دانلود

مهدي سلحشور(كي ميگه من نوكرشم)                                    دانلود

سيدعلي مومني(چرا رنگ از رخ زهراپريده)                                 دانلود

حسين سيب سرخي(شاه وفا ابالفضل)                                     دانلود

 حسین سیب سرخی(این علمی که بر پاست)                           دانلود 

حسين سيب سرخي(همه زندگيمو ميدم برات)                          دانلود

حسين سيب سرخي(تو چه دلربايي)                                       دانلود

حسين سيب سرخي(بين تموم عشقا عشقم فقط حسينه)         دانلود

عبدالرضا هلالي(تا كربلا هست)                                               دانلود

عبدالرضا هلالي(نام حسين فاطمه با صفاست)                           دانلود

عبدالرضا هلالي(اين دل ديوونه من)                                           دانلود

عبدالرضا هلالي(وقت غروب كه ميشه)                                       دانلود

حميد رضا عليمي(اشك خواهر)                                                دانلود

 حمید علیمی (درد دل با امام حسین)                                       دانلود

حميد عليمي(دل من تنگ برات)                                               دانلود
حميد عليمي(عشق حسين تو سينه ها )                                 دانلود
حميد عليمي(چه شود كه پا گذاري)                                          دانلود

مجلس شب پنجم محرم حاج محمود کریمی(خیلی قشنگه حتما دانلود کنین)

http://fotros.org/multimedia/ma8511051121.wma

http://fotros.org/multimedia/ma8511051122.wma

http://fotros.org/multimedia/ma8511051123.wma

http://fotros.org/multimedia/ma8511051124.wma

http://fotros.org/multimedia/ma8511051125.wma

http://fotros.org/multimedia/ma8511051126.wma

http://fotros.org/multimedia/ma8511051127.wma

http://fotros.org/multimedia/ma8511051128.wma

(برای دانلود هم کلیک راست بعد گزینه ...save traget as )

در ضمن اين پست به صورت روزانه آپ ميشود (با مداحي)

التماس دعا

برای دانلود مداحی های مرحوم سید جواد ذاکر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید 

مرحوم سيد جواد ذاكر(شد محرم تا در ره جانان)                          دانلود

چون قدم بر خاک خونين داشتي
بذر غيرت در زمين مي‌کاشتي


زهر عشق حق به حمد آميختي
در رکوعت مي به ساغر ريختي


قبله ي تو عشق و مستي، قتلگاه
اين مشايخ قبله‌هاشان بر گناه


گويمت از هفت رنگان مو به مو
خرقه پوشان دغل کار دو رو

 سجده بر پست و رياست مي کنيم
با خدا هم ما سياست مي کنيم

کو نشاني که شما اهل دليد
جملگي تان بر نماز باطليد

مي چکد اشک بر سر سجاده‌ها
واي از روزي که افتد پرده‌ها


ما خدايان زيادي ساختيم
مال مردم را به خود پرداختيم


شير حق برخيز وقت کار شد
بر سر ني رفتنت انکار شد

کاخ‌ها گرديده مسجد ، سرفراز
صد رکعت تزوير دارد هر نماز

سجده در مسجد حسينا مشکل است
اين بنا از دل نباشد، از گل است

اين خسان با مال مردم زند‌ه اند
جملگي اندر نماز و سجده‌اند

دم ز راه و رسم سلمان مي زنيم
لاف اسلام و مسلمان مي زنيم

کاشکي از نسل سلمان مي شديم
 لحظه اي يک دم مسلمان مي شديم

عشق یعنی

خداوندا ، خداوندا تو هم يکبار عاشق شو
و بر گير از لب ميگون ياري بوس اشک آلود
تو هم در انتظار دلبري با ترس و لرز و بيم
سر آن کوچه يک ساعت بمان غمناک و اشک آلود
که از درد من و راز درون من خبر گردي

تو هم چون من به رسوايي ميان ده سمر گردي
وفا داري کن و جور و جفايش را تحمل کن
چنان خو کن به او تا هستي تو جمله او گردد
و بعد در آغوش رقيبي مست و بي پروا
تماشا کن که تا بهتر بداني حالت مارا
خداوندا تو هرگز نامه معشوقه اي خواندي
که بنويسد تويي دينم تويي جسمم تويي جانم


ولي فردا همان فردا که آغاز جدايي هاست
بگويد کن فراموشم نميخواهم پشيمانم
و تو مانند مرغ نيم بسمل پر زني بر خاک
و شعرت نامه ات ، آتش زند بر پيکر افلاک
خداوندا ، تو يک شب تيشه مردانگي بردار
و از ريشه بر افکن اين درخت عشق و مستي را
و خواهي ديد با محو کلام دوستت دارم

تو خواهي داد بر باد فنا بنياد هستي را
وز آن پس هر دلي را کردي از عشق بتي دلشاد
به درس وفا هم در کنار عشق خواهي داد

 

 

 

 

 

این شعر رو که زدم اصلا قبول ندارم بنظرم که خدا عاشق همه ی بنده هاشه .ولی گذاشتم که تو هم بخونی  گقتم این طوری نظر تو رو هم می دونم .

یا رب ز چه این دل به چنین حال فکندی
این قسمت و تقدیر بدین فال فکندی
رســــــــــــــوای جهانم بنمودی و در آخر
شور و شرر و نار بدین حال فکندی

تا چشم گشودم به جهان، جز تو ندیدم
از دولت تو جز غم هجران نخریدم
لبریز بشد دل زغـــــم عشق تو یارب
بشکست دلم، از تو صدایی نشنیدم

این دل نه سزاوار چنین جور و جفا بود
پژمرده شد این دل که پر از مهر و صفا بود
آخر چه کنم تا به وصـــــــــــالم برسانی
دل را که لبالب زتو امّـــــــــــــــــید وفا بود

بازآ و نظر کن به من بــــــــــال شکسته
بگشای تو این در که به رویم شده بسته
امــــــــّید به لطف و کرم و مهر تو دارم
خواهم به وصـــــالت برسم با تن خسته

تو برترِ برترین و رحمــــــان و رحیمی
بخشنده ترین بنـــــــده نوازی و کریمی
یک جـرعه ببخشای به لب تشنه وصلت
از بــــــاده عشقت که جوادی و عظیمی

چیست؟

همه می پرسند:چیست در زمزمه مبهم آب؟چیست در همهمه دلکش برگ؟چست در بازی آن ابر سپید؟روی این آبی آرام بلند.که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال؟

**********

چیست در خلوت خاموش کبوترها؟چیست در کوشش بی حاصل موج؟چیست در خنده جام؟که تو چندین ساعت.مات و مبهوت به آن می نگری؟

********

نه به ابر.نه به آب.نه به این آبی آرام بلند.نه به این آتش سوزنده که لغزنده به جام.نه به این خلوت خاموش کبوترها.من به این جمله نمی اندیشم!

من مناجات درختان را هنگام سحر.رقص عطر گل یخ را با باد.نفس پاک شقایق را در سینه کوه.صحبت چلچله ها را باصبح.نبض پاینده هستی را در گندم زار.گردش رنگ و طراوت را در گونه گل.همه را می شنوم.میبینم.من به این جمله نمی اندیشم

**********

بتو می اندیشم ای سرا پا همه خوبی.تک و تنها بتو می اندیشم.همه وقت.همه جا.من به هر حال که باشم بتو می اندیشم.تو بدان این را تنها تو بدان.تو بیا.تو بیان با من تنها تو بمان.جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب!من فدای تو به جای همه گلها تو بخند!اینک ابن من که به پای تو در افتادم باز.ریسمانی کن ار آن مو ی دراز.تو بگیر.نو ببند

**********

تو بخواه !پاسخ چلچله ها را تو بگو قصه ابر هوا را تو بخوان!تو بمان با من تنها تو بمان!

**********

در دل ساغر هستی تو بجوش.من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است.آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش!