اصطلاحات دوران سربازي
سربازي: اول بازي ، آش، خودسازي ، اجباري.
اضافه خدمت: ضد حال، عشق بعضي ها، نمك سربازي، سهل الوصول.
مرخصي: حق سرباز، آرزوي دست نيافتني، ترن برقي، ويتامين داره.
حقوق:كرايه رفت، اميد به زندگي، پول بليط اتوبوس.
دژباني: ديواره آتش، گلوگاه، گير بدون فكر.
كارگزيني: ايستگاه اول وآخر، حسابرسي آخرت.
----------------------------------
اين هم يك شعر طنز:
به حوزه رفتم و اعزام گشتــم
به سيستان رفتم و سرباز گشتــم
لبـاس سـربازي دادند بپـوشــم
لبـاس شخصي ام را مي فروشــم
چه بد كردم به سيستان آمدم من
بــه پاي خود به زندان آمدم من
دم دروازه زاهـدان رسيدم
صداي طبل و شيپور را شنيــــــدم
به خود گفتم صداي طبل وشـيپور نظام است
دو ســال خـــوب و خـــوش بر من حرام است
نگو پـادگان بگو شهر پر از غم
بشين پاشو زياد است نون و آب كم
كلاغ پـر ميروم قـاشق به دندان
براي خوردن يـك لـقمه اي نان
كنم آنكارد ملا فه صاف و ميزان
بـراي ديدن افسر نگهبـان
دو تـا كهنه پتـو دارم كه شبها
به زحمت مي خوابـم روي آنـها
خداونـدا از اين دست نظافت
ندارم من شب و روز استراحت
به اين واكس پوتين ها در عذابم
كه با بند بلندش من چه سازم
نـگو خدمت بگو سرچشمه غم
نگهباني زياد است مرخصي كم
گروهبـانان مرابيچاره كردند
لبـاس شخصي ام را پاره كردند
به صف كردنـد تراشيدند سرها
لباس سربازي كردند به تنها
لبـاس سربازي به رنگ زيتــون
برادر غم مخور رفـتيم به زنـدون
گروهبانان زدندسيلي به گوشــم
خيال كردند كه من قاچاق فروشـم
بسوزد خانه آن كس كه سربازي بنا كرد
تمـام مادران را چشم به راه كرد
نوشتم خاطرات با برگ خرما
چقدر دير مي گذره اين 21 ماه