بگذار تو را ماه خود بنامم
تو مانند ماه زیبایی ...
تو مانند ماه آرامش میدهی ...
ماه من ، بگذار تو را ماه خود بنامم
بگذار یک دلخوشی از تو برایم باقی بماند .
ماه من ...
من جز این واژه ها و جز این کلمات هیچ چیز و هیچ کس را
نمیتوانم بیابم که به من امید زندگی بدهد .
خواستم برایت و به یادت بنویسم
خواستم برایت بنویسم تا یادت را زنده نگاه دارم ، نوشتم تا
بگویم تو را فراموش نکرده ام ، تا بگویم تو هنوز هم در رویاهای
من اولین و آخرینی .
ماه من ...
مگذار که نوشته های من رنگ و بوی ناامیدی ، خاک آلودگی
و مرگ بگیرد اگر یک روز گذرت به این نامه های من افتاد اگر
یک روز آمدی ، بدان من به انتظار جواب نامه هایم نشسته ام
برایم بنویس ، برایم بنویس که کجایی ...؟چه میکنی ...؟ و آیا
هنوز هم مرا به خاطر داری ...؟
ماه من به سوی من بازگرد .
تو مانند ماه زیبایی ...
تو مانند ماه آرامش میدهی ...
ماه من ، بگذار تو را ماه خود بنامم
بگذار یک دلخوشی از تو برایم باقی بماند .
ماه من ...
من جز این واژه ها و جز این کلمات هیچ چیز و هیچ کس را
نمیتوانم بیابم که به من امید زندگی بدهد .
خواستم برایت و به یادت بنویسم
خواستم برایت بنویسم تا یادت را زنده نگاه دارم ، نوشتم تا
بگویم تو را فراموش نکرده ام ، تا بگویم تو هنوز هم در رویاهای
من اولین و آخرینی .
ماه من ...
مگذار که نوشته های من رنگ و بوی ناامیدی ، خاک آلودگی
و مرگ بگیرد اگر یک روز گذرت به این نامه های من افتاد اگر
یک روز آمدی ، بدان من به انتظار جواب نامه هایم نشسته ام
برایم بنویس ، برایم بنویس که کجایی ...؟چه میکنی ...؟ و آیا
هنوز هم مرا به خاطر داری ...؟
ماه من به سوی من بازگرد .
+ نوشته شده در شنبه پنجم خرداد ۱۳۸۶ ساعت 12:24 توسط یگانه
|